حاج ملا هادي السبزواري

205

شرح مثنوى

از مقام اسماء و صفات بينى ترقى كند و قوت تجريد ذات يابد به قدرت او ، چنان كه در بيت بعد است . ( 268 ) و اينجا فناء محض است . ( ( 3292 ) ) قاصِراتُ الطَّرف باشد ذوق جان * جز به خصم خود بننمايد نشان ن 991 14 - ك 334 30 قاصرات الطرف : اشارت به آيه ( 1 ) است . يعنى حور قصر و حصر دارد چشم خود را بر زوج خود . جز به خصم : چنين مىنمايد كه « جز » زياد باشد ، يا « جز به جنس خويش » باشد . ليكن معنى آنست كه جز اينكه ننمايد به خصم نشانى ، شأنى ندارد . و قصر اضافى است . ( ( 3293 ) ) قاصرات الطرف آمد آن مدام * وين حجاب ظرفها همچون خيام ن 991 15 - ك 334 30 خيام : اشارتست به آيهء * ( « حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي اَلْخِيامِ » 55 : 72 ( 2 ) . و اينها و قولش : ( ( 3294 ) ) هست دريا خيمه اى در وى حيات * بط را ، ليكن كلاغان را ممات ن 991 16 - ك 334 31 هست دريا خيمه : اشارت است به آن كه در بعضى از وجوه آنست كه : گُل باز عشق به گُل دارد و آتش افروز عشق به خار ، و همچنين . باقى قاصرات و مقصورات در خيامند . و ان عجب بلبل كه بگشايد دهان تا خورد او خار را با گلستان ( ( 3296 ) ) صورت هر نعمتىّ و محنتى * هست اين را دوزخ آن را جنّتى ن 991 18 - ك 334 32 جنّتى : مثل ماهى و سمندر ، كه آب جنتى است براى ماهى و دوزخى براى سمندر ، و آتش بر خلاف اين است . ( ( 3307 ) ) يا اِلهى سُكِّرَت اَبصارُنا * فَاعفُ عَنّا اُثقِلَت اَوزارُنا ن 992 7 - ك 334 37 يا الهى : اى خداى من مست شراب غفلتيم كه نمىبيند چشمهاى دل ما نور تو را ، و گرنه تو

--> ( 268 ) ز انكه بس با عكس من دريافتى قوّت تجريد ذاتم يافتى ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 56 و سورهء ص ، آيهء 52 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 72 . .